می دانی دخترک ..یک روز باید از خواب بلند شوی ..هرچه تا آلان زندگی کردی را بپیچی لای کیسه زباله و بگذاری دم در که ببرند ...آن روز تو هرچقدر که باید زنده بوده ای و وقت آن رسیده که زندگی کنی ...خیانت هارا دیده ای ...آدم ها را شناخته ای...اشک هایت را ریخته ای ...و هرچه را که باید از دست داده ای....احتمالا آن روز دیگر نه از دروغ گفتن آدم ها تعجب میکنی نع از محبت کردنشان ...احتمالا یاد میگیری احساساتت
گزیده ای از خاطرات تاج السلطنه :
«. . . اگر زنها در این مملکت، مانند سایر ممالک، آزاد بودند و حقوق خود را مقابل داشته و میتوانستند در امور مملکتی و سیاسی داخل بشوند و ترقی کنند، یقیناً من راه ترقی خود را در وزیر شدن و پایمال کردن حقوق مردم و خوردن مال مسلمانان و فروختن وطن عزیز خود نمیدانستم؛ و یک راه صحیحی با یک نقشۀ محکمی برای ترقی خود انتخاب میکردم. هیچوقت با مال مردم، خانه و پارک، اثاثیه،
برچسب: خاتون,
نویسنده: آروین محمدپور
پلاک بیست و نه
آخرین مطالب
کن یو هلپ می؟
روز دوم: پسرک چارخانه پوشم!
روز اول :روزمرگی ها
افسانه ی حقوق بشر !
جمعه نوشته هایش
از آینه بپرس
امیدوارم
اینم یه نوعشه خب
بمونه اینجا
یالله دوباره خودم شو
آرشیو مطالب
پیوندها
چهار فصل
ویولا
اکسترمم نسبی
وقتی در متن خیبان سقوط میکنی
غول صورتی
خانم پاپن
آشفتگی های یک سورئالیست ایده آلگرا
برچسب: نوشته,
نویسنده: آروین محمدپور
پلاک بیست و نه
آخرین مطالب
کن یو هلپ می؟
روز دوم: پسرک چارخانه پوشم!
روز اول :روزمرگی ها
افسانه ی حقوق بشر !
جمعه نوشته هایش
از آینه بپرس
امیدوارم
اینم یه نوعشه خب
بمونه اینجا
یالله دوباره خودم شو
آرشیو مطالب
پیوندها
چهار فصل
ویولا
اکسترمم نسبی
وقتی در متن خیبان سقوط میکنی
غول صورتی
خانم پاپن
آشفتگی های یک سورئالیست ایده آلگرا
برچسب: افسانه,
نویسنده: آروین محمدپور
پلاک بیست و نه
آخرین مطالب
کن یو هلپ می؟
روز دوم: پسرک چارخانه پوشم!
روز اول :روزمرگی ها
افسانه ی حقوق بشر !
جمعه نوشته هایش
از آینه بپرس
امیدوارم
اینم یه نوعشه خب
بمونه اینجا
یالله دوباره خودم شو
آرشیو مطالب
پیوندها
چهار فصل
ویولا
اکسترمم نسبی
وقتی در متن خیبان سقوط میکنی
غول صورتی
خانم پاپن
آشفتگی های یک سورئالیست ایده آلگرا
برچسب: روزمرگی,
نویسنده: آروین محمدپور
پلاک بیست و نه
آخرین مطالب
کن یو هلپ می؟
روز دوم: پسرک چارخانه پوشم!
روز اول :روزمرگی ها
افسانه ی حقوق بشر !
جمعه نوشته هایش
از آینه بپرس
امیدوارم
اینم یه نوعشه خب
بمونه اینجا
یالله دوباره خودم شو
آرشیو مطالب
پیوندها
چهار فصل
ویولا
اکسترمم نسبی
وقتی در متن خیبان سقوط میکنی
غول صورتی
خانم پاپن
آشفتگی های یک سورئالیست ایده آلگرا
برچسب: چارخانه,
نویسنده: آروین محمدپور
پلاک بیست و نه
آخرین مطالب
کن یو هلپ می؟
روز دوم: پسرک چارخانه پوشم!
روز اول :روزمرگی ها
افسانه ی حقوق بشر !
جمعه نوشته هایش
از آینه بپرس
امیدوارم
اینم یه نوعشه خب
بمونه اینجا
یالله دوباره خودم شو
آرشیو مطالب
پیوندها
چهار فصل
ویولا
اکسترمم نسبی
وقتی در متن خیبان سقوط میکنی
غول صورتی
خانم پاپن
آشفتگی های یک سورئالیست ایده آلگرا
برچسب:
نویسنده: آروین محمدپور
بستری بود جهان
نه به وسعت دستهایمان
و خوابگاهی
نه به وسعت خوابهایمان
پ ن : فرزند سقط شده ی هوا
کتاب..سفر..هنر..تنهایی ..ارتفاع و سکوت و نجوم را دوست دارد
پائولو کوئیلو در کتاب کیمیاگر میگوید که هرادمی یک افسانه شخصی دارد که باید آن را به کمال برساند و اگر عشقی مانع از به کمال رسیدن آن شود عشق واقعی نیست
من میگویم درست میگوید این که همه ی ما برای رسالتی به این دنیا آمده ایم کاملا صحیح است و هر عشقی اعم از عشق به وطن عشق به خانواده یا حتی عشق به معشوقه ی مان موجب به کمال نرسیدن این رسالت شود افراطی و غیر حقیقی است و اگر ما چیزی را واقعا بخواهیم تمام کائنات مارا یاری میکنند .
برچسب: کیمیاگر,
نویسنده: آروین محمدپور
چند روزِ یه حسی مثل خوره افتاده بجونم ...من از این همه خوشی و آرامش میترسم ..نمیتونم باور کنم زندگی بالاخره دست از جنگ با من برداشته باشه وداره روی خوششو نشونم میده ...اینهمه ارامش اینهمه حال خوب ...محاله
یهو ترس تموم وجودمو پر کرد ...یادم افتاد من مرد کنار کشیدن و جنگیدن نیستم یادم افتاد ترس تو کار من نیست من همون دختریم که ترس برام بی مفهوم ترین واژه دنیا ست
زل زدم تو آینه داد زدم سر خودم پاشو یالله پاشو دوباره خودم شو :)
از اون صندلیا که خیلی دوست دارم بخریم بذاریم کنج اتاقمون..من از اون دامن بلندای گلگلی بپوشم ...مجموعه شعر فروغ و بردارم و خرامان خرامان راه برم تا برم رو اون صندلی بشینم ...زل بزنم به چشمای قهوه ایت موهامو تاب بدم و برات بخونم ..بخونم و دل ببرم ...نگام کنی و دل ببری با اون چشات ...صدای شجریانم از اون گوشه ی اتاق بپیچه تو جونمون :آهااااای خبر دااار ...مستی یا هشیار
+ما ریشهی لحظههای بیبنیادیم
ما خاک عبور ناکجا آبادیم
ما فلسفهی گذشتن از خویشتنیم
بادیم و اسیر هر چه بادابادیم.
بستری بود جهان
نه به وسعت دستهایمان
و خوابگاهی
نه به وسعت خوابهایمان
پ ن : فرزند سقط شده ی هوا
کتاب..سفر..هنر..تنهایی ..ارتفاع و سکوت و نجوم را دوست دارد

بی شک توی زندگیم منتظر پیدا شدن ادمی ام که وقتی میخام باهاش حرف بزنم نگران این نباشم که راجبم چی فکر میکنه که فقط حرف بزنم که فقط گوش کنه !
+از عروسی متنفر باشی و عروسی خواهر بابات (عمم نیست )باشه و نتونی بپیچونی ؟!ظلم از این بیشتر ؟!

برچسب: امیدوارم,
نویسنده: آروین محمدپور
به خودتان حق بد بودن بدهید به خودتان اجازه بدهید زار زار وسط خیابان گریه کنید به خودتان اجازه بدهید یک افسرده بدبخت باشید
برای مدتی کتاب نخوانید با هیچ کس حرف نزنید ...به موسیقی گوش ندهید و حتی دیوانه باشید ...همانطور که جان گرین در کتاب نحسی ستارگان بخت ما میگوید درد نیازمند لمس شدن است باید حس شود ..تا میتوانید درد و ناراحتی خودتان را لمس کنید ...اما بعد بعدش درست وقتی که خودتان هم از این شرا